مهاجرت

آیا مهاجرت یک نخبه به یک کشور جهان اولی درست است؟

با هر دیدی به اروپای قبل از رنسانس( قبل از قرن 14 ) نگاه کنیم از شرق بسیار عقبمانده تر بود چه از نظر علمی چه نظامی چه اقتصادی چه فرهنگی چه اجتماعی چه شهر سازی و چه شهر نشینی یعنی در همه این موارد شرق خیلی بهتر از غرب بود. دست کم تا قبل از پیدایش رنسانس در قرن 14 تمدن،توسعه،صنعت،پزشکی ودر یک کلام مدنیت خانه در شرق داشت. شهر های بزرگ اروپا در مقایسه با نیشابور، بغداد ، ری ، دمشق و قص علی هذا روستاهای عقب مانده ای بیش نبوده اند. بغداد مهد پزشکی دنیا به حساب می آمد.جایگاه دمشق و حلب در تجارت بین الملل به موقعیت نیویورک و لندن امروزی طعنه می زداما چه شد که بعد از دو سه قرن با همان سرعتی که آن تمدن با شکوه در شرق به افول می رود غرب آغاز به برخاستن می کند. طوری که اگر مشاهده گری در قرن چهاردهم تصویری جامع از غرب می گرفت و چند قرن بعد یعنی در پایان قرن هجدهم ،آن را با مشاهدات جدیدی از همان سرزمین مقایسه می کرد چه بسا باورش نمی شدکه این همان غرب سیصد سال پیش است . هیچ جنبه ای از زندگی غرب نبود که در آن سه قرن زیر و رو نشده باشد.

-سوالی که برای نویسنده همیشه پیش آمده این است که:

چگونه غرب که قرن ها عقب تر از شرق بود توانست به پای آن برسد بلکه آن را با فاصله حیرت انگیزی پشت سر بگذارد؟

پاسخ نویسنده : واقع مطلب آن است که با بحث های شکسته بسته ،معوج ،مغشوش،سراپا تحریف و بد تر از همه ایدئولوژی زده نمی توان به این پرسش تاریخی پاسخ داد.

بعضی از هنرپیشه ها فرزندانشان را در کشور های جهان اولی به دنیا می آورند که تابعیت آن کشور را داشته باشند و اسم خودشان هم نخبه می گذارند

این که آیا مهاجرت به یک کشور جهان اولی برای بهبود زندگی کار درستی است یا نه جای بحث دارد اما در کل من معتقدم که کاملا اشتباه است

یک نخبه زمانی نخبه واقعی است که به جای فرار کردن از مشکلات سعی کند آن مشکلات را حل کند . چند سال پیش یادمه یه دکتر ریاضیات رو دعوت کرده بودن تو 20:30 می گفت ما 160 نفر بودیم و همه شون منهای من یعنی 159 نفرشون رفته بودن خارج از کشور برای زندگی .

من فکر می کنم اگر اون 159 نفر تو ایران می موندن الان حد اقل 1590 نفر بودن . بهتره بدونیم وقتی مدنیت ما بیشتر از غرب و غرب خیلی عقب مونده بود غربی ها برای بهتر کردن وضعیتشون به ایران یا در حالت کلی شرق مهاجرت نکردن. این خیلی مهمه . بنابراین اون نخبه زمانی واقعیه که این رو درک بکنه چون بالا ترین لذت زندگی از نظر من اینه که آدم اطرافشو ببینه و متوجه بشه خیلی از رفتار ها حاصل افکار درست هستند .

ما اگر بخوایم همیشه در دنیای ( as-is ) نباشیم و بعضی وقت ها به ( to-be ) هم فکر کنیم باید اصطلاحا game changer خوبی باشیم.

آسان ترین چیزی که در هر جامعه ای هست پیشرفت کردنه .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *