خندوانه

استقبال از طرح کتابخوانی «خندوانه»|۵۵۰۰ کتاب دیجیتال فروخته شد ( خاک بر سری فرهنگی )

بیاید همه ی مشکلاتمون رو بندازیم گردن جامعه .. بگیم ما خیلی خوبیم و دنیا و جامعه بهمون خیانت کرده ( ن ).

کوتاه مینویسم واقعاً عصبانیم نمیدونم باید به کی گیر بدم به خودم؟ به جامعه؟ به فرهنگمون یا به اقتصادمون؟؟؟؟

یه خبر خوندن دلم پیچ خورد واقعاً.  تیترش اینه :

استقبال از طرح کتابخوانی «خندوانه»/ ۵۵۰۰ کتاب دیجیتال فروخته شد

منبعش هم اینجاست

نمیدونم کجاش خوشحالی داره وقتی یک برنامه که میلیونی بیننده داره فقط تونسته ۵۵۰۰ تا دونه کتاب بفروشه؟

فقط باید گریه کرد به حال فرهنگ اون جامعه. همین و بس.

حالا هی برید پیتزا و فلافل و کوفت و آت آشغال بخورید و با پولاتون تو خیابانون ویراژ بدین و پول بنزین بدین عوض اینکه فرهنگتون رو ببرین بالاتر. راستی یادم رفت پول اینترنت هم بدین بابت تلگرام و بقیه پیغام رسانها که از جوکها عقب نمونین.

فکر میکنم اون ۵۵۰۰ نفر هم جو گیر شدن کتاب خریدن.

مهاجرت

آیا مهاجرت یک نخبه به یک کشور جهان اولی درست است؟

با هر دیدی به اروپای قبل از رنسانس( قبل از قرن 14 ) نگاه کنیم از شرق بسیار عقبمانده تر بود چه از نظر علمی چه نظامی چه اقتصادی چه فرهنگی چه اجتماعی چه شهر سازی و چه شهر نشینی یعنی در همه این موارد شرق خیلی بهتر از غرب بود. دست کم تا قبل از پیدایش رنسانس در قرن 14 تمدن،توسعه،صنعت،پزشکی ودر یک کلام مدنیت خانه در شرق داشت. شهر های بزرگ اروپا در مقایسه با نیشابور، بغداد ، ری ، دمشق و قص علی هذا روستاهای عقب مانده ای بیش نبوده اند. بغداد مهد پزشکی دنیا به حساب می آمد.جایگاه دمشق و حلب در تجارت بین الملل به موقعیت نیویورک و لندن امروزی طعنه می زداما چه شد که بعد از دو سه قرن با همان سرعتی که آن تمدن با شکوه در شرق به افول می رود غرب آغاز به برخاستن می کند. طوری که اگر مشاهده گری در قرن چهاردهم تصویری جامع از غرب می گرفت و چند قرن بعد یعنی در پایان قرن هجدهم ،آن را با مشاهدات جدیدی از همان سرزمین مقایسه می کرد چه بسا باورش نمی شدکه این همان غرب سیصد سال پیش است . هیچ جنبه ای از زندگی غرب نبود که در آن سه قرن زیر و رو نشده باشد.

-سوالی که برای نویسنده همیشه پیش آمده این است که:

چگونه غرب که قرن ها عقب تر از شرق بود توانست به پای آن برسد بلکه آن را با فاصله حیرت انگیزی پشت سر بگذارد؟
ادامه مطلب

history

برگی از تاریخ – سوال تاریخی عباس میرزا – آیا ایران کشوری عقب مانده است؟ ( قسمت دوم )

آگاهی نسل های پس از عباس میرزا از شکاف های میان ایران و غرب تدریجی بود. آنان در ابتدا محو پیشرفت های تکنیکی و صنعتی غرب می شدند.برخی از ایرانیان که در نیمه اول قرن نوزدهم به اروپا سفر کرده و ذوق نوشتن هم داشتند مشاهده خود را به صورت سفرنامه در می آوردند آنان انقدر از دیدن اروپا و مقایسه آن با مملکت خودشان شگفت زده و مبهوت می شدند که نام سفرنامه هایشان را حیرت نامه می گذاشتند.

وقتی برای نخستین بار با بیمارستان، راه آهن ، تولیدات صنعتی ، کارخانهجات ، تماشاخانه ، تلگراف ، لوله کشی و غیره آشنا می شدند به تدریج متوجه جنبه های عمیق تر تمدن غرب شدند. محدودیت اختیارات حکومت ( در مقابل اختیارات نا محدود پادشاه ایران ) آزادی مطبوعات ،آزادی احزاب، انتخاب حکومت از سوی مردم ( در برابر مشروعیت الهی حکومت در ایران ) و پاسخگو بودن آنها و غیره به تدریج ایرانیان را تحت تاثیر خود قرار می داد. مشکل نسل بعد از عباس میرزا آن بود که آنان فقط با معضل شکاف بین ایران و فرب رو به رو نبودند بلکه به تدریج متوجه می شدند که غرب در عین حال منظما در حال پیشرفت بود. در حالی که هیچ روزنه ای در انتهای تونل عقب ماندگی ایران به چشم نمی خورد. به عبارت دیگر پرسش عباس میرزا ضمن آنکه به تدریج به نسل های بعد انتقال می یافت در عین حال ابعاد آن نیز گسترده می شد.
ادامه مطلب

history

برگی از تاریخ – سوال تاریخی عباس میرزا – آیا ایران کشوری عقب مانده است؟

در مسیر جاده اصلی تهران-تبریز حدود بیست کیلومتر مانده به تبریز بر روی یک تابلوی آهنی زنگ زده و رنگ و رو رفته کنار جاده که توجه کمتر مسافری را به خود جلب می کند نوشته قره چمن اگر چشمان خسته سرنشین اتومبیلی هم تصادفا بر روی آن بیفتد تصورمی کند که قره چمن روستایی است همانند هزار روستای دیگر شاید کمتر رهگذری متوجه باشد که این روستای کوچک 200 سال پیش مهم ترین مکان ایران بوده است.

200 سال پیش کشور ما وارد جنگ با همسایه شمالی اش امپراتوری روسیه می شود.جنگی که علی رغم همه تلاش های اجدادمان منجر به شکست کامل ایران شد.ایران همه سرزمین های شمالی اش را از دست داد و در واقع روس ها بعد از جنگ توانسته بودند تبریز را هم به تصرف خود در آورند. منطقه قره چمن در قریب به 15 سال جنگ با روس ها قرارگاه اصلی فرماندهی نیرو های نظامی ایران بود.

در وسط آن جنگ ملاقاتی عجیب در قره چمن میان فرمانده کل قوای ایران( عباس میرزا )با ژوبر فرانسوی فرستاده ناپلئون بناپارت صورت می گیرد. هدف فرانسوی ها لشکرکشی به هند نگین مستعمرات انگلستان در شرق بود.
ادامه مطلب

آی تی

راز موفقیت در دنیای آی تی و برنامه نویسی

1 – اولین و مهم ترین قدم( به نظر من ) : سعی کنید هرچی بیشتر یاد می گیرید به جای این که مغرور بشید به این نتیجه برسید که چقدر نادون بودید..

2 – هر از گاهی با سیستم عامل های دیگر کار کنید . مثلا لطف کنید هر n سال یک بار یه نسخه مینت یا کالی یا اوبونتو لینوکس نصب کنید.  همه دنیا ویندوز نیست.

تعداد زیادی از سیستم‌عامل‌های مبتنی بر یونیکس وجود دارند که محبوب‌ترین آن‌ها GNU/Linux است و نیاز به توضیح نیست که می‌توانید از سیستم‌عامل لینوکس در کنار ویندوز مایکروسافت در یک لپ‌تاپ یا پی‌سی به‌ صورت هم‌زمان استفاده کنید همچنین یکی راه خوب برای شروع کار با لینوکس این است که از یک Live Distro استفاده کنید. با این روش، بدون هرگونه تغییر در سیستم‌عامل فعلی خود قادر خواهید بود تا با یک USB از لینوکس استفاده کنید. علاوه بر این، آشنایی با توزیع‌هایی که متمرکز روی مقولهٔ امنیت هستند هم در این راه به شما کمک می‌کنند

ادامه مطلب

وقتی که من عاشق شدم

وقتی که من عاشق شدم

من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم؛ عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته‌استکانی می‌زد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود! اون هرروز به خونه پیرزن همسایه می‌اومد تا پیانو یاد بگیره. از قضا زنگ خونه پیرزن خراب بود و معشوقه‌ دوران کودکی من، زنگ خونه ما رو می‌زد، منم هرروز با یه دست لباس اتو کشیده می‌رفتم پایین و در رو واسش باز می‌کردم، اونم میگفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تو دل برو می‌گفت عزیزم!
پیرزنِ همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ«دریاچه قو»چایکوفسکی را بهش یاد می‌داد و خوشبختانه به اندازه‌ی کافی بی‌استعداد بود که نتونه آهنگ رو بزنه،به هر حال تمرین رو بی‌استعدادی چربید و داشت کم کم یاد می‌گرفت.اما پشت دیوار،حال و روز من،چندان تعریفی نداشت، چون می‌دونستم پیرزنِ همسایه فقط بلده همین آهنگ «دریاچه قو» رو یاد بده و دیگه خبری از عزیزم گفتن‌ها و صدای زنگ نیست!واسه همین همه‌ی هوش و ذکاوت خودم رو به کار گرفتم.یه روز با سادیسمی تمام ، یواشکی ، ده صفحه از نت‌های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می‌تونستم نت‌ها رو جابه‌جا کردم و از نو نوشتم و گذاشتمشون سر جاش.

ادامه مطلب